صفى الدين محمد طارمى
403
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
مىكند او را به نيست شدن صبر ، و يكبار غلبه مىكند بر او طاقت و ثابت مىماند با او ؛ و در اكثر غلبه مىكند بر طاقت و نزديك مىشود كه قهر كند طاقت را به عدم صبر . و الدرجة الثالثة : قلق لا يرحم أبدا ، و لا يقبل أمدا ، و لا يبقى أحدا . يعنى : رحم نمىكند اصلا ؛ چرا كه او ساكن نمىشود تا آنكه بكشاند صاحب خود را به فناى محض ؛ چرا كه او طلب مىكند شهود را ، و شهود نمىباشد مگر به ناپديد شدن و فناى محض . « و قبول نمىكند امدى را » يعنى نهايتى را كه ساكن شود نزد او ، و حدّى را از زمان كه منتهى شود به سوى او . پس به درستى كه او حاكم است بر صاحب خود ، مىرود به او در طريق فنا تا آنكه هلاك كند او را در محبوب . پس استطاعت ندارد آنكه حكم كند بر او و معيّن كند براى او غايتى . زيرا كه نهايتى نيست از براى او تا آنكه فانى كند « 1 » او را بالكلّيه . « و باقى نمىگذارد احدى را . » چرا كه او موصل است به سوى شهود كه فانىكنندهء رسوم و آثار است . پس باقى نمىماند نزد تجلّى حقّ ، عينى از براى شىء و نه اثرى و باقى مىماند وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ « 2 » .
--> ( 1 ) . اصل : مىكند . ( 2 ) . الرحمن / 27 .